این وبلاگ در زمینه سلامت و بهداشت ( بویژه مهندسی بهداشت محیط ) می باشد .
 

همکاری بین بخشی

تعریف همکاری بین بخشی

همکاری بین بخشی عبارت رابطه شناخته شده ای بین قسمت های متفاوت بخش های مختلف اجتماع است که به منظور فعالیت برروی موضوع معین جهت نیل به نتیجه یا نتایج بهداشتی میان مدت ایجاد شده است بطوریکه نتیجه یا نتایج بهداشتی میان مدت حاصل از این طریق موثرتر، کارآمدتر یا پایدارتر از آن است که می تواند از عملکرد بخش سلامت به تنهایی حاصل شود .

عملکردبین بخشی درزمینه سلامت هسته مرکزی نیل به برابری درسلامت می باشد به خصوص موقعی که بهبود امور به تصمیم گیری ها وعملکرد های بخش های دیگر وابسته باشد . هماهنگی بین بخشی حاکی از همکاری بین بخش های مختلف جامعه نظیر بخش دولتی ، بخش خصوصی وNGOS می باشد .

بسیاری از مسایل مربوط به سلامت مستلزم مشارکت قسمت های مختلف دولتی ویا((بخش ها ))است قسمت های دولتی وسازمان های غیر دولتی مرتبط با سلامت جامعه همگی می توانند به صورت های مختلف بر سلامت تاثیر گذارند هماهنگی بین بخشی عامل اساسی مفهوم مراقبت بهداشتی اولیه وارتقای سلامت است .

ابعاد هماهنگی بین بخشی

هماهنگی بین بخشی فرایند اتحاد نیروها ، دانش وابزارهای لازم برای درک وحل مشکلات ومسایل پیچیده است که راه حل های آن خارج از ظرفیت ، توان ومسئولیت یک بخش منفرد می باشد . هماهنگی بین بخشی دارای ابعاد زیر می باشد .

1- بعد افقی که بخش های مختلف را در یک سطح معین با هم مرتبط می سازد .

2- بعد عمودی که سطوح مختلف درون یک بخش را به هم مرتبط می سازد .

سطوح پیشگیری

پيشگيري، شامل كليه اقداماتي است كه از آنها براي قطع يا آهسته كردن سير بيماري استفاده مي‌شود. بر مبناي سير بيماري، براي پيشگيري، سطوح متفاوت قائل شده اند كه عبارتند از : پيشگيري نخستين، پيشگيري سطح اوّل، پيشگيري سطح دوّم و پيشگيري سطح سوّم. صاحب نظران پزشكي پيشگيري در مورد مرزبندي دقيق بين اين سطوح و حتي در مورد تعداد آن ها توافق نظر ندارند ولي تفاوت عقيده ها بيشتر جنبه واژگاني دارند تا محتوايي.در حال حاضر فرصت هاي پيشگيري نخستين محدود است ولي براي پيشگيري سطح اوّل در بيماري هاي مزمن امكانات بالقوه زياد است. دو راهبرد (خط مشي) براي پيشگيري سطح اوّل وجود دارد، راهبرد جمعيتي كه سعي در كاهش متوسط خطر در كل جامعه دارد و راهبرد گروه هاي پرمخاطره كه روي افراد در معرض خطر بالاتر متمركز مي‌شود. هر راهبرد، مزايا و معايبي دارد ولي در نهايت راهبرد جمعيتي سودمندترين است. براي پيشگيري سطح دوّم به غربالگري جامعه نياز است.تفاوت بين سطوح پيشگيري در اين است كه هدف پيشگيري نخستين جلوگيري از پيدايش و برقراري عوامل خطرزاي بيماري است اما هدف پيشگيري سطح اوّل كاهش بروز بيماري و انحراف از سلامت است، هدف پيشگيري سطح دوّم كاهش شيوع بيماري يا كوتاه كردن دوره بيماري و هدف پيشگيري سطح سوّم كاهش عوارض بيماري هاست.

          پيشگيري نخستين عبارت است از امكانات موجود براي پيشگيري از ايجاد و گسترش عوامل خطر در كشور و يا گروه هايي كه هنوز عوامل خطر در آن ها بروز ننموده است.

          پيشگيري سطح اوّل را مي‌توان به صورت ارتقاي سلامت از راه هاي فردي و گروهي مثل بهبود وضعيت تغذيه جسمي، آسايش رواني، ايمنسازي در مقابل بيماري هاي عفوني و سالم سازي محيط تعريف كرد.

          پيشگيري سطح دوّم را مي‌توان به صورت راه هاي موجود براي تشخيص اوليه زودرس بيماري و مداخله موثر و قاطع براي تصحيح انحراف از سلامت چه در سطح فردي و چه در سطح اجتماعي تعريف كرد.

          پيشگيري سطح سوّم عبارتست از امكانات موجود براي كاهش نقص عضوها و ناتواني ها و به حداقل رسانيدن عوارض مربوط به انحراف از سلامت و ارتقاي تطابق بيمار با حالات غير قابل درمان، اين مرحله باعث مي‌شود كه مفهوم پيشگيري وارد قلمرو نوتواني شود.

داوطلبان سلامت ( رابطان بهداشت ) در ايران

در سال 1369 وزارت بهداشت با انگيزه حل مشكلات بهداشتي حاشيه نشينان شهري وروستايي ، اقدام به طراحي و اجراي برنامه داوطلبان سلامت تحت عنوان «رابطان بهداشت » درجنوب تهران و حاشيه شهرهاي بزرگ كشور ( تبريز ، شيراز واصفهان ) نمود .

درواقع اين برنامه درمناطقي شكل گرفت كه شبكه بهداشت و درمان به دليل گسترش بي رويه جمعيت شهري كمترين پوشش مراقبتهاي بهداشتي را براي گروههاي آسيب پذير جامعه شهري داشت و اين برنامه با توجه به موفقيت چشمگيري كه به همراه داشت از سال 1372 درتمام نقاط شهري كشور به اجرا درآمد و درحال حاضر بيش از 100000 رابط بهداشت در شهر و روستاهاي سراسر كشور با نظام سلامت همكاري مي كنند . ‘

 

مهمتریت چالش این طرح : تکمیل نبودن تعداد داوطلبان به نسبت جمعیت – رابطان بهداشتی مصداق مشارکت مرتبه و پل اول است و امید می رود این برنامه مراتب دوم و سوم مشارکت را نبز مد نظر داشته باشند .

مرتبه و پله اول : اطلاع رسانی و دریافت اطلاعات -  ارتباط یک طرفه است یا آموزش می گیرند و اطلاع رسانی می شود و یا از آنها اطلاعات گرفته می شود .

مرتبه و پله دوم : مشاوره و همکاری - مردم مشاوره می دهند ، با مشارکت دهندگان برنامه میریزند و همکاری می کنند ، بحث و مذاکره می کنند تا به راه حل برسند و تا حدی در تصمیم گیری ها دخیلند ولی در سود و زیان نه !

مرتبه و پله سوم : شراکت و نظارت

عدالت و مبانی عدالت

 

وقتی به موضوع عدالت فکر می کنید در فندق شکن می توان  top down approach و bottom up approach در نظر گرفت که چگونه نابرابری را ازبین می برند.

top down approach : دولت در نظر می گیرد کدام دارد یا کدام جراحی در نظام بیمه باشد .

bottom up approach   : چرا community participation(مشارکت جامعه)از این گروه هستند فلسفی فکر می کنند .

فقر : به معنی نداشتن نیست  بلکه نتواستن  است باید توانستن را تقویت کرد تا بر فقر غالب شد .

بی عدالتی : نابرابری غیر منصفانه و قابل اجتناب

(Equityعدالت  - inequity بی عدالتی)تعریفی که درآن قضاوت درآن خوابیده باشد برای عدالت خوب نیست .

در اپیدمیولوژی بهتر از واژه Equality  برابری   و inequality    نابرابری گفت .

Equality  و Equity چرا مهم است ؟ این تئوری اخلاقی آن راحق میدهند و همین نئوری اخلاقی نظام های تصمیم گیری دنیا را شکل می دهد و نظام خدمات را براساس آن می چینند.

پاسخگویی اجتماعی در سازمان-social accountability

مقدمه : پدیده هایی مانندشهروندان جهانی ،رقبای جهانی ،مشتریان جهانی ،عرضه کنندگان جهانی وتوزیع کنندگان جهانی باعث شده اند که ما در دنیای بدون مرز زندگی کنیم ! درشرایط فعلی، رعایت مسائل اخلاقی، اجتماعی و زیست محیطی براي سازمانهاي مختلف بالاخص صنعتی از حد یک شعار و توصیه فراتر رفته و متمایل به عملیاتی نمودن پیدا کرده است. امروزه مدیري در کار خود می تواند موفق باشد که علاوه بر داشتن مهارتهاي فنی، به دانش سیاسی و بینش اجتماعی نیز مجهز باشد.ارج نهادن به منافع عامه و توجه به خواستهاي اجتماعی از زمره مسائلی است که مدیران در کنار اهداف سازمان باید بدان بهاي فراوان دهند.

در عصر ما مدیر موفق کسی نیست که صرفاً اهداف اقتصادي و فنی را فرا روي خود قرار دهد بلکه کسی است که اهداف سازمان را درکنار منافع عامیانه و سیاستهاي کلی جامعه ارزیابی و ارزشگذاري کند(الوانی 2009-(7)).

مفهوم پاسخگویی . پاسخگویی مجموعه اي از روابط اجتماعی است که براساس آن شخص براي توضیح و توجیه رفتار خود با دیگران و سایر، احساس تعهد میکند. به عبارت دیگر فرد اجبار و اصرار دارد به توضیح و توجیه روابط خود با سایر افراد بپردازد. پاسخگویی یکی از راه هاي ایجاد اعتماد عمومی است ودر حقیقت نوعی ارائه گزارش است. گزارشی که اطلاعات را در زمان، مکان وشکل مناسب در اختیارتصمیم گیرندگان قرار می دهد.

پاسخگويي، شفافيت و تعهد متقابل را ترويج و ترغيب مي‌نمايد و باعث مي‌شود مجریان، مسئوليت آنچه را كه انجام مي‌دهند و خدماتي را كه ارايه مي‌دهند بر عهده گيرند، كيفيت كار خود را تضمين نمايند و همواره در پي بهبود كاركردها و مأموريت‌هاي خويش باشند. از رهگذر پاسخگويي است كه ماليات‌دهندگان، تأمين‌كنندگان منابع و گروه‌هاي هدف از تخصيص صحيح منابع و انجام بهينه امور مطمئن مي‌شوند و به حمايت خود از اقدامات جاري و برنامه‌هاي آتي ادامه مي‌دهند.

دستیابی به نظام پاسخگویی مناسب بدليل مفهوم پیچیده آن، از اهداف کلی اکثر اصلاحات سازماني  است تا جاييكه هر صاحب نظری به فراخور برداشت، تجربه و معلومات خود، جنبه های مشخص از آن را موردتجزیه و تحلیل قرار می دهد . پاسخگویی نیروی پیش برنده ای است که بر بازیگران کلیدی فشار وارد می آورد تا در قبال عملکرد خود، مسئول باشند و ازآن دفاع كنند. امروزه مفهوم پاسخگویی اجتماعی سازمان، مردم پسند شده و بگفته مورفی(7) صحیح تر و مثبت تر از مسئولیت پذیري اجتماعی می باشد و آن شرکتهایی که نگران نقششان در اجتماع اند برحسب مسئولیت هاي خود، پاسخگویی اجتماعی مناسبی را انجام می دهند(Arlow, 1982)

دسته بندی مسائل اجتماعی :كارول، در مطالعه اي كه باعنوان "هرم مسئوليت اجتماعي بنگاه " منتشر شد براي هربنگاه چهاردسته مسئوليت اجتماعي قايل شده است . به تعبير ديگر، او مسئوليت اجتماعي هربنگاه را برآيند چهار مولفه زير مي داند:
نيازهاي اقتصادي ;
رعايت قوانين و مقررات عمومي ;
رعايت اخلاق كسب و كار;
مسئوليتهاي بشردوستانه .
در مورد اول بنگاهها موظفند نيازهاي اقتصادي جامعه را برآورند و كالاها و خدمات مورد نياز آن را تامين كنند و انواع گروههاي مردم را از فرآيند كار بهره مند سازند.
در مورد دوم آنها وظيفه دارند. به بهداشت وايمني كاركنان و مصرف كنندگان خود توجه كنند.محيط زيست را نيالايند، از معاملات درون سازماني بپرهيزند، دنبال انحصار نروند ومرتكب تبعيض نشوند "تبعيض قومي، تبعيض جنسي ...".
سومين مولفه مسئوليت بنگاه، اخلاق كسب و كار است. در اين قلمرو اصولي چون صداقت ،انصاف و احترام جا دارد. چهارمين مولفه ،مسئوليتهاي بشردوستانه است. تعبير ديگركارول از اين مولفه ، "شهروند خوب " بودن است، يعني مشاركت بنگاه در انواع فعاليتهايي كه معضلات جامعه راكم كند و كيفيت زندگاني آن را بهبود بخشد.

اهمیت وضرورت پاسخگویی اجتماعی سازمان : سازمان باپاسخگویی هایش معنا ومفهوم می یابد .در طی تاریخ کوتاه سازمانهای بزرگ تجاری ،مسئولیت وسنجش حاصل کار محدود به علایق ومنافع بوده است.دنیای کسب وکار ،موفقیت سازمان ها ومدیران را عمدتا براساس سود ،می سنجیده است. .مدیران امروزی باید ابعاد اجتماعی وعمومی حرفه خودرا شناخته واز آثارسازمان خود روی محیط اجتماعی خویش آگاه باشند،تابتوانند بابینش وآگاهی پاسخگوی نیازهای مشتریان ومسایل جامعه باشند،سازمانها باید این مسئولیت را حس کنند که مشکلات جامعه بخشی ازمشکلات آنان بشمار میآید و باید نسبت به حل و فصل آنها همت گمارند و بخشی از امکانات مالی و انسانی خود را در این راه بکارگیرند.

ازاین منظرمدیران بایدازجزءنگری وشیفتگی صرف نسبت به اهداف سازمانی خوددست بردارندواهداف جامعه وکشوررابه عنوان راهنمای خوددرتلاش هایشان مورد نظرقراردهند.امروزه دیگرنمی توان جامعه سربلند وکشوری سرافرازداشت درحالیکه مدیران وسازمان های آن هرکدام به دنبال اهداف خودبوده ومنافع کلی سازمان را مدنظر نداشته باشند.باید بین سازمان ها واهدافشان باجامعه پیوندزده شودودرمنشور هرسازمانی اهداف اجتماعی سرلوحه امور قرارگیرد.روشن است كه رشداقتصادی وتوسعه وبهبوداجتماعی دووجه یک واقعیت اندوسازمان ها می بایست برای نیل به هردو اهتمام ورزند.امروزه بیشتراستراتژیست هابااین دیدگاه موافق هستندکه نخستین مسئولیت اجتماعی هرشرکت این است که سودی رابه دست آورد تاهزینه های آینده را تامین نماید،زیرا اگر به چنین سودی دست نیابدازعهده هیچ مسئولیت اجتماعی دیگری برنخواهد آمد.استراتژیست هاباید از دیدگاه هزینه ها منافع بالقوه ای که مسائل اجتماعی برای سازمان دارندبه موضوع نگاه کنندوبه آن دسته از مساله های اجتماعی که منافع سازمان رابه بهترین شکل ممکن تامین می نمایند ،توجه نمایند.به تعبیری دیگر مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که چون سازمانها تأثیر عمده ای بر سیستم اجتماعی دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه ای باشد که در اثرآن زیانی به جامعه نرسد و در صورت رسیدن زیان، سازمانهای مربوطه ملزم به جبران آن باشند. واقعیت این است که، سازمانها باید به عنوان جزیی مرتبط با نظام بزرگتر که درآن قرار دارند، عمل کنند، چون یک نظام فرعی از کل نظام اجتماعی را تشکیل می دهند.

ارتباط پاسخگویی اجتماعی باکارکرد سازمان: پاسخگویی اجتماعی اشاره به قدرت پاسخگویی سازمان دربرابرفشارها وانتظارات جامعه دارد.سازمان هابرای تحقق این انتظارباید مکانیسم ها،شیوه هاوترتیباتی رااتخاذ کنندکه دراین راه یاریشان دهد.بدین ترتیب مشخص است که ساختار سازمان وتوانایی مدیران آن نقش مهمی رادرپاسخگویی اجتماعی سازمان ایفامی کند.شرکت هاامروزه-به واسطه افزایش رقابت جهانی وپیشرفت پیچیدگی تکنولوژی -بسیاربیش ازگذشته به جلب اعتمادکارگران ،متخصصان،مدیران،عرضه کنندگان ،توزیع کنندگان ،مشتریان،بستانکاران ،مالکان وشرکای سرمایه گذاری وابسته اند. سازمان‌ها نيازمند يك سيستم پاسخگو است به وسيله مردم و براي مردم ايجاد مي‌شوند و مي‌بايست در برابر آنها پاسخگو باشند. پاسخگويي در حال گذر از شكل‌هاي قديمي تفويض اختيار ، مسئـــوليت و حساب‌خواهي به نظام‌هاي مديريت كارآمد و پاسخگو است. هدف اصلي چنين رويكردهاي مديريتي پيش از آنكه رعايت قوانين و مقررات باشد، تحقق اهداف سازمان، افزايش پاسخگويي به مخاطب و بذل توجه به هزينه‌ها و استفاده از منابع محدود به موثرترين شكل ممكن است. از اينرو پاسخگويي بخشي از رفتار سازماني محسوب مي‌شود. امروزه دستگاه‌ها با نوعي تعارض و دوگانگي مواجه‌اند: از يك سو، در مقابل مردم و نهادهاي اجتماعي احساس مسئوليت مي‌كنند و خودرا در برابرتامين نيازهاي آنان پاسخگو مي بينند و از سوي ديگر، الزامات بين‌المللي و نيروهاي جهاني آنان را وادار به اعمال روش‌ها و سياست‌هايي مي‌كند كه در عمل ممكن است مغاير خواست و انتظارات شهروندان آنها باشد.

یک شرکت ، یک دولت یا سازمانهای تابع آن بایددربيرون سازمان به سهامداران ، اعتباردهندگان ، شهروندان ، اتحادیه های کارگری ، مشتریان و بطور کلی عموم مردم پاسخگو باشد درحاليكه  درون سازمان نیز کارمندان و کارگران برطبق سلسله مراتب سازمانی در مقابل روسای خود پاسخگو مي كنند.پاسخ گویی دربرابرمنافع سهامداران ،یگانه مسئولیت سازمان هانیست ،زیرا مشتریان نیزهمواره در این قمار مسئولیت سهم ونقش داشته اند .این که بر سردر مغازه ها می نویسند"همیشه حق بامشتری است"غیراز جنبه بازاریابی،رگه هایی از واقعیت را نیز در بردارد،زیرا اذعان به حق مشتری ،در روند فعالیت وادامه حیات مشاغل مختلف ،نقش مهمی دارد.هنوز هم منافع سهامداران در تالار بورس حرف اول رامی زند اما پذیرفته شده است که مشتریان وکارکنان نیزمدعیان مشروع ومهم ارزش های تولیدی شرکت هستند.اخیراباتلاش محققین وصاحبنظران ،مدیران راه ورسم تلاش برای پاسخگویی به نیاز مشتریان را یاد گرفته اند .دراین روزگار دیگرعصر تعارف سر آمده است.دیگر نمی توان به مشتری گفت "هررنگی راکه می خواهید انتخاب کنید "اما به غیراز رنگ سیاه ،رنگ دیگری موجود نباشد.ماکس دوپری 1 معتقد است رهبران خوب کسانی هستند که به جای تحمیل درد ورنج به دیگران ، خود آن را تحمل می کنند . این حرف شبیه سخن وارن بنیس است که معتقد است رهبران واقعا ثمر بخش ،آنهایی هستند که نیت خود نمایی ندارند . مسئولیت ها را خود می پذیرند ،اما دیگران را متهم نمی کنند .این رهبران در راه خود شناسی ،جوینده وآموزنده اند .

جایگاه مسئولیت اجتماعی  مدیران وکارکنان : لازم است که یک مدیر بداند چه کاري از نظر اخلاقی واجتماعی درست است و بدون اینکه کار سازمانش را دچار مشکل کند آنرا انجام دهد مدیران امروزي باید ابعاد اجتماعی و عمومی حرفۀ خود را شناخته و از آثار سازمان خود بر محیط اجتماعی آگاه باشند بسیاری از مدیران متوجه شده اند که واکنش مناسب نسبت به خواسته های کارکنان ،نیز می تواند مفید وسودمند باشد.اجابت خواسته های کارکنان از طریق توسعه فرآیند ها وایجادشرایط کاری مناسب -از جهت حمایت – قدردانی ودخالت دادن کارکنان در طراحی وبرنامه ریزی کارها ،سبب شده که کارآیی آنها بیشتر ،روحیه آنها قوی تر وتجارب آنها غیر انحصاری ترشود ومدیران سازمان ها بتوانند از کارکنان خود بیشتر کار بکشند.در جایی که بدبینی وبی اعتمادی در روابط بین رهبران وپیروان حاکم باشد،تنش ها ،شکاف بین این دو را فراختر وعمیق تر می کند.

مدیریت بر کارکنان مفهومی وسیع تر از اصلاح شرح وظایف ،جدول حقوق ومزایا وامثال آن دارد. باید در احوال ورفتار افراد خیره شد ونکات ظریفی را که در حرکات وسکنات آنها وجود دارد کشف کرد و ارزش های مرتبط با شخصیت آنها را باز شناخت . ما همواره شاهد ابداع انواع شیوه های مدیریت بوده ایم که به وسیله استراتژیست ها ونویسندگان مطرح می شده و "انسان "محور همه آن برنامه ها بوده است .

ما همگی هم رهبر هستیم وهم پیرو . هرچه در رهبری ورزیده تر می شویم ،به همان میزان در پیروی نیز پیشرفت می کنیم.داشتن کارکنان خوب ،نوعی مزیت رقابتی است ،چنانچه قدر آنان را ندانیم نه می توانیم افراد را حفظ ونه می توانیم آنها را جذب کنیم .درکنار این موضوع مهم ، قابل ذکر است که اعتمادمردم درطول زمان نسبت به شرکت هایی که خواسته ویا ناخواسته گرفتار رویدادهایی چون عدم رعایت مسائل زیست محیطی ،اخراج پرسنل ،رشوه  پردازی ،مدیریت ناکارآمد یابه وسیله تولید محصول ویا نگهداری محصولات زیان هایی رابرای جامعه واردآورده اند،ازدست می رودو به سادگی قابل جبران نیست .

مشکلات عمده درراه پذیرش وانجام مسئولیت اجتماعی:لازمه تعریف پاسخگویی اجتماعی سازمانی این است که تعریف و درك درستی ازمفهوم مسئولیت پذیري اجتماعی داشته باشیم لذا اولین مساله درراه قبول وانجام مسئولیت اجتماعی مشخص ساختن حدود این مسئولیت می باشد.زیرا تاسازمان ها دقیق مسئولیت اجتماعی را تعریف نکرده ومشخص نسازند،مسلم نخواهند توانست درراه تحقق آن گام بردارند.

یکی دیگرازمشکلات مسئولیت اجتماعی عدم توجه به محیط رقابت آمیزخارج سازمان هاست.سازمان هابایددرمحیط خارجی بادیگرسازمان هاهماوردی داشته باشندوبتواننددردنیای رقابت آمیزامروز به تحقق اهداف خودهمت گمارند.اگرسازمان هامنابع خودراصرف تحقق مسئولیت اجتماعی کنندبطورمسلم درصحنه رقابت نخواهندتوانست باسازمان های دیگربرابری کنندوچه بساکه دراین رقابت آسیب های عمده دیده وحذف شوند.مساله دیگرمسئولیت اجتماعی ماهیت اختصاصی آن است.اصولا درجامعه،سازمان هابراساس نوعی تقسیم وظیفه به فعالیت مشغول اندوهرکدام دریک زمینه خاص تلاش می کنند.این مساله که درمسئولیت اجتماعی سازمان هارا به انجام اموری افزون بروظایفشان ترغیب می نماییم بااصل تقسیم بندی وظایف سازمان هادرجامعه منافات داشته ونوعی تداخل ودوباره کاری رابه ارمغان می آورد. خاتمه اینکه هیچ سازمانی یک شبه به این بلوغ نمیرسد که نسبت به مشکلات و مسائل اجتماعی به ایفاي پاسخگویی اجتماعی بپردازد و این امر یک فرایند زمان بر است بطوریکه نیازمند ایجاد و گسترش نگرشها و برداشتها، کارها، سیاستها و برنامه هاي جدیدي است.

نتیجه گیری : درشرایطی که بنگاه های اقتصادی بارقابت های شدید بازار مواجه هستند ،سازمان های خدمات عمومی از یک سو با تنگناهای اقتصادی وازسوی دیگربا توقعات اجتماعی درگیرند. لازم است علاوه بر مسئولیت های اقتصادی ،برمسئولیت های اجتماعی وحتی سیاسی افراد در سازمان ها نیز تاکید شود.فراموش نکنیم که خلق فضای رهبری مسئولانه اززمره وظایف مدیریت ارشداست.گرچه تصمیم گیری واقدام همواره حائزاهمیت است،اماتوجه مدیران بایدمعطوف به تربیت وجهت دادن وسرمشق شدن درپاسخگویی ومسئولیت پذیری باشد.

نتیجه اینکه هرگاه مدیران مسئولیت سازمان خودرا ضرورتی اساسی انگاشته وآن را باور داشتند مسلم خوددرپی فراهم آوردن تمهیدات ووسایل لازم برای دستیابی به آن خواهند رفت.دیگر اینکه سازمانهای آینده علاوه برسودآوری ،سهمی در دستاوردهای اجتماعی خواهند داشت.مدیران سازمان های آینده جزءنگری رافراموش کرده ،ازمرزهای  سازمان خودفراتررفته و فقط به رهبری سازمانهای آینده نمی پردازند ،بلکه در بهتر کردن حیات جامعه بشری ،سهم ونقش خواهند داشت.

منابع:

1-غلامحسین سلیمانی راد-دانشجوی کارشناسی ارشدمدیریت اجرایی واحدعلوم وتحقیقات اصفهان soleimani2818@yahoo.com                           وکارشناس شرکت مخابرات اصفهان

2-کتاب سازمان فرداجلداول-مجموعه مقالات بنیاد پیتر دراکر-فرانسیس هسلبین و...-مترجم امینی-ناشرموسسه نشر فرا

3-کتاب سازمان فرداجلددوم-مجموعه مقالات بنیاد پیتر دراکر-فرانسیس هسلبین و...-مترجم امینی-ناشرموسسه نشر فرا

4-کتاب مدیریت استراتژیک-تالیف هریسون وجان-مترجمان زهرا یاوری و...-ناشرموسسه شیخ بهایی

5-کتاب مدیریت عمومی-تالیف دکترسید مهدی الوانی-نشرنی

6-کتاب مدیریت استراتژیک منابع انسانی وروابط کار-تالیف دکتر ناصر میر سپاسی –انتشارات میر

7-مقاله "سیرتکوینی پاسخگویی اجتماعی سازمانی"نویسنده :کیومرث احمدی-فصلنامه مدیریت  صنعتي دانشکده  علوم انساني دانشگاه آزاداسلامی واحد سنندج سال ششم شماره 18/ زمستان 1390  

8-کتاب مدیریت استراتژیک –فردآر.دیوید-ترجمه دکتر علی پارساییان ودکتر سید محمد اعرابی                                                                                       

  برگرفته از :http://hamrahbaham.blogfa.com/post/287

کارکردهای وزارت بهداشت

کارکردهای وزارت بهداشت :

1-      تحقیق (تولید دانش)

2-      حمایت طلبی

3-      رهبری

 در سطح ملی (شورايعالي سلامت و امنيت غذايي)

در سطح استانی ( کارگروه های تخصصی سلامت و امنیت غذایی  - رئیس : استاندار     دبیر : رئیس دانشگاه  و ...)

 

 مشارکت مردمی :

 از افراد و سازمانها طلب کمک کرده و جلب همکاری مردم در ارتقاء سلامت  - هیچ وزارت خانه ای از وزارت بهداشت دستور نمی گیرد .

 

بزرگترین مشکل اصلی در مشارکت بین بخشی و پرداخت SDH وزارت بهداشت و دانشگاههای مرتبط هستند.

 

30 سال آموزش و پرورش و خدمات با هم اقدام شدند در حالی که امروز هرکدام خودشان مجزا کار می کنند .آموزش و پرورش می خواست در خدمت خدمات باشد ولی هرکدام ساز خود را می زنند .

 

همکاری دستگاه ها در سطح meso  

 

عامل اصلی مهاجرت مردم شیراز و... به اطراف یزد را باید ازبین برد .SDH فقط در سطح ملی کار نمی کند در سطوح دیگر نیز باید کار کند. در سطح شهرستان SDH کار کردن بهتر از تا در استان به آن پرداخته شود یعنی در سطوح پایین موفق تر است .

کتابی با نام نظام ديده باني سلامت  جهت علاقمندان پیشنهاد گردید .

پیوست سلامت یک REPORT است .

21 جنس مردمی وجود دارد که یکی از آنها رابطین بهداشت می باشد .

 

EHIA-CIA-SIA-EIA-HIA   -   HIA به یک فرایند و چک لیست ختم می شود .

Pre HIA   (قبل همه انجام شود بهتر است ولی سیاست گذاران نمی گذارند – 3 هفته ای بیشتر quality   است گاه 6 ماه گاه یکسال به نتیجه می توان رسید) - Con HIA   -  Post HIA

 .

کارگروه ها تخصصی سلامت (شهرستان )- شورای بهداشت (بخش – روستا)  - مستند سازی محکم ندارند که در SDH و هماهنگی بین بخشی نقص هایی وجود دارد .

فقط تهران دارای شورای راهبردی شهر است . در سهر ها بایستی شورای سلامت داشته باشیم که فعلاً شورای شهر داریم .

 از سال 85 تا آخر 87 عمکلرد کار گروه استان را ارزشیابی شد و به صورت مقاله در آمد .

SDH  موضوع جدیدی نیست .اصل کار SDH  در سطح جهانی قدیمی است(در منشور اوتاوا تقویت همکاری بین بخشی و مولفه هایی که روی سلامت اثر دارند وجود داشت).

 

بعد منشور اوتاوا    HFA (Health Of All) سلامت برای همه) یکی دو دهه بعد All Of Health همه برای سلامت کار کنند نه اینکه سلامت برای همه باشد  بعد شد H in AP (Health in A Policy )      سلامت در سیاست .

استاندار – دستگاه – دانشگاه  تفاهم نامه این سه امضاء که در کتاب سبز وجود دارد.

مرکزط تحقیقات SDH چرا ؟  سوالات سیاست گذاران را پاسخ می دهد .

 

در مدیریت تحقیقات ضعیف هستیم .وقتی مرکز تحقیقات می شود که به یه بلوغی برسد خودشان باید بگویند چه کار تحقیقاتی بکنیم نه اینکه بگویند چه تحقیق بکنیم . 400 مرکز تحقیقات داریم ولی چند درصد STEP اولیه(شناسایی مشکل) را نشان می دهند !!!!!

 

 

کوچکترین واحد Task (تکلیف) است .

 

 


Impact

اثر نهایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Out Come1

 

 

 

 

 

 

 

 

 

product

محصول

 

 

 

 

 

 

به

 کل

این پروژه

 (P)

 

برآمدPice

 

 

 

 

Out Come2

 

 

 

Activity

 

 

Out Come3

 

 

 

 

Task

 

 

 چند تا Task با هم جمع می شود Activity – چند تا Activity جمع می شود میشود  برآمد یا محصول میانی یا Deliverable

OutCome پیامد یا دستاورد (جنس 2 نوع : رفتار – محیطی)

اگر محیط support  کرد رفتار هم تغییر می کند .  اگر OutCome1 و OutCome2و OutCome3 با هم Impact (اثر- اثر نهایی) رخ می دهد .

3 تا P:P 1= Project    P2=Program(outcome)      P3 = Policy(Impact)  

 

هدف کلانpolicy  -------------Impact  است .

جنسP  فرایند است  ولی Task، Activity، Pice، product، Out Come، Impact نقطه است .

 

Impact در صورت مهیا بودن شرایط 5 تا 6 سال طول می کشد . هر Program  3 تا 5 سال و به شرطی ادامه می یابد که از ارزشیابی مثبت در بیاید . Activity فرایند حدود 2 تا 3 هفته طول می کشد .

ما برای اینکه به Impact سلامت برسیم باید رفتار و محیط را تغییر دهیم .

همکاری بین بخشی  - حمایت طلبی

بخش دولتی : به اهداف همه فکر می کند – بخش خصوصی :فقط به سود فکر می کند .- غیر دولتی : به اهداف عام المنفعه فکر می کند .

همکاری که بین چند بخش انجام می شود و از فعالیت یک بخش بدست نمی آید به آن مدل هم افزا یا سیندمیک گویند .

سطوح ملی ، محلی با هم کار بکنند همکاری عمودی(همکاریmeso.macro و micro) – همکاری وزارت ها در سطح یک استان یا شهرستان  به آن همکاری افقی گویند(همکاری meso ها درسطوح مختلف ).

Network(چند آدم یا مرکز تحقیقاتی به هم وصل می شود)

 


        اتحادیه           شراکت              ائتلاف            FULL COLLEBRATION

 

 

FULL COLLEBRATION دو نوع راهبرد دارد – استراتژی اول:سایر بخش ها خودشان برای ارتقای سلامت کار می کند .استراتژی دوم : با همدیگر برای دستاورد مشخص همکاری می کنند .(سلامت، اجتماعی، اقتصادی)

اولین استراتيی بهتر از دومی است .

 

شبکه دستاوردها : outcome

مثلث خشونت ، اعتیاد ، ایدز (بروی هرسه کار کرد تا به نتیچه رسید -سیندمیک)

فرایند همکاری بین بخشی :

اعتمادسازی – توانمندسازی-اجرا-تداوم

 

 

اعتماد سازی: طولانی تر – شروع همکاری بین بخشی – زمان بر 6ماه یا یکسال یا بیشتر طول بکشد .بعد اعتمادسازی باید آدم ها را توانمد نمود .یک نفر به عنوان پیام گذار سلامت از بین دستگاه انتخاب می شود که رابط تخصصی سلامت بوده و پیگیر مصوبات است .

رئیس سازمان primery person  - پیام گذار سلامت secondry person

توانمند سازی  همانند اعتمادسازی در همه مراحل .

ویژگی همکاری بین بخشی موثر :

اهداف مشترک روشن و اضح 

فرصت ها وجود دارد که آن را ارتقاء ببخشد

درگیر کردن شرکاء اصلی کار

توجه به اهداف واقعی و نتایج قابل رویت

ایجاد گروههای ثابت از افرادی که به همراه سیستم های حمایتی مناسب به خوبی با یکدیگر کار می کنند .

تخمین حمایت سیاسی

 

پیوست سلامت یک ابزار همکاری بین بخشی موثر است . همان استراتژی Health in a policy

حمایت طلبی : سیاست گذار حمایت کنیم تا سیاست را تصویب کند یا برنامه در کارش بگذارد یا موفقیت در رتبه یا منابع

حمایت طلبی برخلاف بازاریابی از بالا به پایین است .حمایت طلبی مداخله است که توسط یک یا چند نفر انجام می شود تا رفتار سیاست گذاران برای تغییر در 4 P (سیاست- برنامه-موفقیت و مرتبه-منابع) به منظور ارتقای عادلانه شاخص های سلامت جامعه .

 

رسانه ------عمومی است (تیغه دو لبه)- لابی (فردی و خصوصی)که یکی از راهبردهای دست یابی به حمایت طلبی(افراد را در لابی قرار می دهید و مخ آن ها را می زنید ).

مستندات توجیهی (A.paper)

اتئلاف.

A.paper آماده            سیستم ائتلاف تشکیل          آنالیز مخاطب انجام           secondry person شناسایی         از طرف لابی یا سایر روشها اقدام .

secondry person:مثلاً وزیر بهداشت به چند نفر اعتماد دارد ،از طریق نزدیک ترین فردی که به آن اعتماد دارد جهت به کرسی نشاندن هداف خود وارد عمل شویم.

3 وظیفه  وزارت بهداشت(نظام سلامت به صورت تیپ این 3 کار را انجام می دهد) 1- تحقیق و نشان دادن اثرات آن مولفه روی سلامت مردم20- حمایت طلبی3(مداخله ای که سیاست را به کرسی بنشاند )- رهبری(نه مدیریت - که درحال حاضر ضعیف و کمرنگ است )

 

سلامت معنوی

  1. تفاوت تدین (مذهبی بودن- Religiosity) با معنوی بودن – معنویت (spirituality)   : در دنیا این دو از هم جدا هستند یا کمی همپوشانی  دارند . دینها و مذهب وسیله برای رسیدن به معنویت است .

 

 2- معنویت (spirituality) تعیین کننده است نه SDH مثل جنس – در واقع در بعد معنوی در سطح جسمی و روانی است خودش موثر از رفتار ها و عوامل محیطی

3- معنویت به 4 تکه تقسیم می شود : هدفمندی در زندگی (برای  چه بدنیا آمدیم – اعتقاد به مرگ – چه  در دنیا انجام بدهیم )- توکل و هیجان (ایمان به موجود ناشناخته) – اخلاق – مناسک فردی(رضایت فردی و تاثیرات بیولوژیکی) و جمعی (حمایت اجتماعی)

4- طب تئوسوماتیک (theosomatic medicine): حقیقت مفهوم (طب روان ـ تنى) (Psychosomatic Medicine) یا (پزشکى ذهن ـ بدن) (Mind-Body Medicine)  ارتباط سلامت روانى را با سلامت جسمانى به خوبى روشن کرده, به تازگى در حال تحولى تکاملى است و اینک مفهوم (طب خدایى ـ تنى) (God-Body Medicine) یا (طب تئوسوماتیک) (Theosomatic Medicine) به طور جدى مطرح است. اصول طب سوماتیک 7 اصل است . اصل اول. پاى بندى دینى از راه ارتقاى رفتارهاى بهداشتى و بهبود اسلوب زندگى براى سلامتى مفید است.اصل دوم. معاشرت منظم دینى منجر به حمایت هایى مى شود که آثار استرس و تنهایى را مرتفع کرده و به این طریق سلامتى را ارتقا مى دهد.اصل سوم. شرکت در عبادات و نماز از طریق ایجاد عواطف مثبت براى سلامتى مفید است.اصل چهارم. دستورالعمل هاى دینى به دستورالعمل هاى ارتقا سلامت شباهت داشته و لذا مفید هستند.اصل پنجم. ایمان, افکار فرد را به سوى امیدوارى و خوش بینى سوق مى دهد.اصل ششم. تجربیات عرفانى و شهودى از راه فعال کردن یک انرژى زیستى شفابخش.اصل هفتم. دعا کردن براى دیگران در غیاب آنها قادر است از راه هاى مافوق طبیعى سبب شفا یا ارتقا سلامتى آنها گردد.

5- در کل پزشکى در حال کشف دین و معنویت است.

6-  مراکز تحقیقاتى مهمى در جهان که دستور کار آنها بررسى ارتباط بین دین و سلامت است.  دانشگاه هاى ییل, میشیگان, راجرز, دوک(Duke), و تگزاس مى باشد. بررسی ها نشان داد میزان هاى کلى و اختصاصى ابتلاء و مرگ در افراد با ایمان, کمتر از سایرین است و لذا این افراد سلامت جسمى, روانى, و اجتماعى و هم چنین طول عمر و رضایت بیشترى از زندگى دارند).

7-مدل مفهومی سلامت معنوی : سلامت معنوی از 4 راه روی رفتار و سلامت جسم افراد تاثیر دارد . 1- حمایت اجتماعی2- رفتار بهداشتی3-سایکونوروبیولوژی 4- ناشناخته

8- چهار سیستم تندرستی  از بیرون به داخل دایره شامل : SPIRITUA  - MIND/BODY –  TREATMENT – HOMEOSTASIS

 

9- مداخلات ارتقای سلامت معنوی: اولین گام کاربردی کردن سنجش وضع سلامت معنوی روش HOPE  روش SPIRIT  - بیمار باید تشویق شود که از منابع معنوی استفاده نماید . باید دوره ای جدید گذاشته شود و تعامل بین پزشک و روحانیون  انجام گیرد .تا بتواند فرد مجرب  مداخله معنوی را انجام دهد .

10- عقاید مذهبی بر تصمیم گیری پزشکی  اثر دارد . هرچه فرد بیمار تر و بیماری شدید تر باشد مراقبت معنوی بیشتری نیاز دارد .

مبانی و شاخص های سلامت اجتماعی    

ü      سلامت اجتماعی یک بعد در سلامت  ، سرمایه اجتماعی یکی از شاخص های نشانگر ترکیبی برای سلامت اجتماعی است که از 2 طریق بیولوژیک و روانشناسی برسلامت موثر است و حاصل ضرب کمیت در کیفیت است ، عوامل اجتماعی موثر برسلامت شامل عوامل اجتماعی و محیطی است که بر سلامت اثر دارند .

ü      عوامل 2 دسته اند : رفتاری - محیطی (همان SDH ) که برهم اثر  داشته و ضمن اینکه بر ابعاد سلامت (جسمی، روانی، احتماعی و معنوی ) نیز هر کدام تاثیر دارند و از سویی این ابعاد نیز بر هم تاثیر می گذارند در کل بعد اجتماعی سلامت با هر تعریفی که هست  با 2 عامل محیطی و رفتاری اثر می گیرد .

ü      عوامل محیطی چقدرمشفق بروز رفتار اجتماعی سالم در فرد  هستند .هر چقدر تعامل بیشتری در کمیت و کیفیت با دیگران داشته باشیم عوامل محیطی که باعث تشویق یا تخریب می شود بیشتر است  . گاهی استفاده از اینترنت باعث افزایش تعامل می شود .

ü       چند نفر در جایی که وظیفه آنها نیست و حقوقی دریافت نمی کنند مثل NGO عضو هستند یا عضو شورای محله اند بدون حقوق (اینها همان سرمایه اجتماعی اند).ترویج رفتار داوطلبانه کارکردن عوامل محیطی که در بروز عوامل رفتاری نقش دارند .

ü      اگر سیاست گذاران خود قوانین را اجرا نکنند این بی اعتمادی باعث می شود قانون مندی را دیگران رعایت نکنند  (  ( role modeling

ü       شرایط اقتصادی ، سیاسی و ... باعث کمرنگ شدن هویت احتماعی می شود .

ü      تعریف شیوه زندگی سالم (شیوه ای که رفتارهای سالم 4 بعد در آن گنجانده شده است .)ورزش کنید غذا سالم مصرف کنید تعاملات شوراها داشته باشید  کار داوطلبانه انجام دهید (نه اینکه در صندوق خیریه پول بریزید ) رفتار اجتماعی سالم داشته باشید .

ü      در مرور منابع آمده است : سلامت اجتماعی در 3 حیطه فردی، خانوادگی و جامعه  وجود دارد .کشورهای مختلف از سلامت  اجتماعی برداشت مختلفی دارزند مثلاً آمریکا گزارش آن کاملاً SDH است . برخی متعقدند که سلامت اجتماعی تحت تاثیر سلامت جسمی ، روانی و معنوی است (فردی که دچار افسردگی می شود تعاملات آن کمرنگ تر می شود )- وقتی سلامت اجتماعی افراد به خطر بیفتد احتمال آسیب اجتماعی  (یا همان مساله اجتماعی)بالا می رود .

ü       سلامت اجتماعی : کمیت و کیفیت وسعت درگیر شدن فرد با اجتماع به منظور رفاء جامعه است . (همان که می گویند روی سنگ قبر چه بنویسند چقدر برای سلامت و نشاط دیکران تلاش می کنیم )- بهره وری از مداخلات سلامتی با افزایش سرمایه اجتماعی بیشتر می شود .(در اوایل انقلاب در روستا سرمایه اجتماعی زیاد بود جکعیت روستایی زیاد بود از هم خبر داشتند مثلا در واکسیناسیون و بهداشت موفق بودند البته الان برعکس مهاجرت  و..)

ü      وقتی NETWORK واقعی است که 150 نفر باهم ارتباط داشته باشند .

ü      کشوری مثل فنلاند در بحث امنیت موفق بوده (شورای پیشگیری مردمی در هرمحله سپرده .مردم را سازماندهی می کنند و شورایی باهم کار می کنند و جرم و جنایت را کم می نمایند )

ü      در بحث پزشک خانواده در صورتی موفق خواهیم بود که بستر سازی درست در سطح عوامل کلان (سیاسی،اقتصادی، اجتماعی،زیست محیطی، بین المللی ، فناوری ) بشود. جناح های سیاسی در نزاع باشند  ، اقتصاد از اول سال مشخص است که در بحران خواهد بود ، در سطح بین المللی هم که منابع درآمد مشخص کردند و قیچی نمودند و... عوامل کلان  معیوب باعث عدم اجرای موفق  طرح  پزشک خانواده شهری می گردد که خود بی اعتمادی مردم را به نظام سلامت به همراه دارد بهتر است جرات به خرج داده و با بیان حقایق این طرح را برای مدتی به تعویق بیندازند (بیان واقعیت باعث جلب اعتماد مردم به سیستم می گردد )

ü      با 5 شاخص (شکوفایی، همبستگی، انسجام، پذیرش، مشارکت  اجتماعی ) سلامت اجتماعی ستجش می گردد . یعنی سلامت جامعه با این شاخص ها سنجیده می شود آسیب ها ی اجتماعی مشخص می گردد و سپس می توان مداخله انجام داد.

ü      در آناتومی فعلی کشور ما متولی سلامت  اجتماعی در سطح ملی : وزارت کشور (چون شورای اجتماعی کشور آنجاست و تمام تصمیم گیریه توسط 7 کار گروه تخصصی شامل اعتیاد، طلاق و... انجام می شود )و در استان ها به عهده استانداری و فرمانداری  در کل باید آنها را خوب شناخت چون تمام NGO ها ، شورای محل ها شهر و روستا و نمایندگان مجلس از آنجا شکل می گیرند .

ü      در کل مدل مفهومی سلامت اجتماعی : دسترسی بهتر به خدمات پیشگیرانه و آموزش سلامت ، اثر بخشی مداخلات ، طول عمر بیشتر و بیماری کمتر در ارتباط  متقابل   با  اثرات نهایی (سرمایه اجتماعی  بیشتر، سازمانها ی اجتماعی برای رفاه دیگران امنیت بیشتری ایجاد ) که اینها خود تحت تاثیر محیط (محیط موثر بر بروز رفتار اجتماعی موثر برسلامت بوده ) و مجموعه رفتارهای اجتماعی موثر برسلامت   هستند که  این  دو نیز تحت تاثیر همند .

مدیریت بحران و فوریت های سلامت

1-    حوادث و بلایا  2 دسته اند . 1- بلایای طبیعی (زلزله-خشکسالی-آتش سوزی-سیل)2- بلایای دست ساز (جنگ-انفجار-تروریسم-چهارشنبه سوری-آلودگی هوا- شورش)

2-   یکسری از بلایا سریع اتفاق می افتد (سیل زلزله)- یا آرام و طولانی مدت اثر  خود را می گذارند(خشکسالی)

3-  میزان مرگ و میرناشی از بلایا  در دهه 1990تا 2000  حدود 1120000 مرگ (آمار کل دنیا)- از نظر خسارت اقتصادی و بیمه در این دهه میزان آن رو به افزایش است .

4-   سیکل مدیریت بخران  5 قسمت : پیشگیری کاهش اثر- برای آن آماده باشیم- پاسخگویی- بازتوانی و از نو بسازیم .

5-   وقتی زلزله اتفاق می افتد تعداد تلفات و خسارت جاهای مختلف توسط زلزله فرق می کند چون صحبت از Risk  (احتمال وقوع)به 2 عامل بستگی دارد 1- خطر Hazard 2- آسیب پذیری vulnerability   (هرچه خطر بیشتر باشد آشیب پذیری بیشتر خواهد بود .

6-   آنالیز خطر : نوع مخاطره جمعیت احتمال وقوع آن چقدر است اثرات آن چه خواهد بود .

7-  زلزله 10 ریشتری در کویر لوت اتفاق بیفتد آسیب پذیری کم کسی زیادی آنجا  نیست  پس بلایا نیست یک اتفاق است .

8-  آسیب پذیری مشخصات و ویژگی هایی یک سیستم ، یک جامعه ، یک گروه و ... که آن ویژگیها (فیزیکی-اقتصادی- اجتماعی سیاسی- فیزیولوژیک ) آن مجوعه را مستعد تاثیر پذیری از Hazard می کند .

9-   ریسک خطر ایجاد بلایا در دنیا به دلایل زیر رو به افزایش است :

  (تراکم جمعیت زیاد- میزان آسی پذیری زیاد- ریسک زیاد )(بیشتر بیشتر در مناطق highrisk مثل نواحی ساحلی ساخت و ساز شود)(حوادث صنعتی به دلیل صنعتی شدن)(بحص تروریسم)بحث سالمندی)(بیماریهایی چون سارس)(بحث global village)

10- Disasters –social determinents به دلیل شهری شدن-مهاجرت-افزایش جمعیت-استانداردهای ضعیف زندگی-زندگی در مناطقی که مستعد حادثه است ساخت و ساز بدون دقت در مناظق حادثه خیز مسادب تخریب زیست محیطی- نبود تاب آوری جامعه

11- SSD شامل : 1- شهرنشینی (در سال 2012 71%  جمعیت در شهر -30 شهر بزرگ دنیا در مناطق پر خطر باشد)2- توسعه(حادثه در کشور توسعه یافته منجر به متوسط 500 مرگ  و در کشور غیر توسعه یافته 3000 مرگ)3-فقر( بحث EVRY RISK-  خود بلایا ریسک های کوچک و روزانه  دارند که خود اینها باعث می شوند آن ریسک آسیب پذیری  را افزایش دهد مثل عدم دسترسی به آب سالم زیر ساخت نامناسب)4- TRANSPORTATION  افزایش تقاضا کاهش عرضه و...)5-HOUSING مسکن (میزان تراکم در هر مسکن -تخریب زیست محیطی- زندگی در حاشیه نشینی، حاشیه نشین  ها در قسمت های بافت فرسوده سکونت دارند . 6- دانش (هم میزان دانش عمومی و هم خصوصی  - در خصوص زلزله دانش شهروندان تهران طی بررسی 20% اعلام شد سواد عمومی)

12-ظرفیت جذب (هرچه ظرفیت جذب زمین  بالا هر چه آب بیاید اتفاقی نمی افتد )- ظرفیت بافری(علی رغم که خطر ایجاد می شود آن ادامه می دهد ظرفیت پاسخ(اتفاق که افتاد سیستم سریع برگردد به حالت نرمال و طبیعی

13- مدیریت در بلایا مدیریت در ریسک است

بی عدالتی های سلامت و عوامل اجتماعی

از آنجا که اکثر بی عدالتی های سلامت ریشه  در عوامل اجتماعی مانند طبقه اجتماعی، شغل ،

درآمد، تحصیلات،جنسیت،محل سکونت و ... دارد ، بهترین راه دستیابی به عدالت در سلامت از

طریق مقابله با عوامل ایجاد کننده آن شناخته می شود.

مفهوم مولفه های اجتماعی موثر بر سلامت (SDH)

مفهوم مولفه های اجتماعی موثر بر سلامت (SDH)
عوامل اجتماعي موثر بر سلامت(Social Determinants of Health )رويكرد يكپارچه اي براي رويارويي با معضلات بهداشتي، ارتقاي سطح بهداشت عمومي و حركت به سوي «جامعه سالم تر» است،نتایج تحقیقات مختلف نشان داده که افراد دارای زمینه‌های وراثتی و اجتماعی متفاوت در تماس با عوامل بیماریزا،درجات مختلفی ازسلامت و بیماری را تجربه می نمایند.

 شيوه زندگی افراد مختلف نشان دهنده انتخاب‌های آنها در مجاورت با خطرها و عوامل مؤثر بر سلامت آنان می باشد؛ زمان صرف شده داخل خانه‌ها و خارج از خانه‌ها و نوع همسايگي در مكان زندگي فرد نيز همانند عادتهاي غذايي، تحرك فيزيكي و مصرف الكل يا دارو از عوامل مؤثر بر شيوه زندگي هستند.

تجربه ساير كشورها نشان داده است كه سلامت عمومي جامعه تأمين نخواهد شد مگر آنكه بعضي از مؤلفه‌ها و تعيين كننده‌هاي كلان آن مانند فقر، حمايتهاي اجتماعي و همچنين بيسوادي نيز مدنظر قرار گيرند؛ چرا كه همه ابعاد سلامت تحت تأثير اين عوامل قرار مي گيرند. تحقيقات انجام شده جهاني حاكي از اين است كه عوامل مؤثر در سلامت بدين صورت قابل جمع بندي هستند:

·        15 تا 20 درصد عوامل زيستي

·        10 تا 15 درصد عوامل فيزيكي

·        10 تا 25 درصد نظام مراقبت‌هاي بهداشتي- درماني

·        50 درصد عوامل اجتماعي- اقتصادي

  برخي از عوامل اجتماعي مؤثر بر سلامت به شرح زيرند:

1-    درآمد خانوار

2-    طبقه اقتصادي خانواده

3-    ميزان برخورداري از حمايت اجتماعي

4-    سطح سواد و مهارت

5-    استقلال و شرايط كار

6-    محيط اجتماعي

7-    شرايط محيط زندگي و مسكن

8-    سال‌هاي اميد به زندگي

9-    فرهنگ عمومي

10- جنسيت

11- حمل و نقل راه و ترابري

12- ايمني غذايي

 

مطالعات مختلف ابعاد متفاوتی از متغیرهای اجتماعی مؤثر بر سلامت را در نظامهای سلامت کشورهای گوناگون شناسایی نموده اند؛ بعبارت دیگر، اینکه هر نظام سلامت کدام دسته از این ابعاد را بعنوان اولویت خود انتخاب نمایند، بسته به ویژگی‌های اجتماعی و وضعیت سلامت آن کشور دارد.

 

 

کارکردهای وزارت بهداشت و SDH

 

کارکردهای وزارت بهداشت :

1-      تحقیق (تولید دانش)

2-      حمایت طلبی

3-      رهبری

 

SDH(social determinants of health)

The social determinants of health are the conditions in which people are born, grow, live, work and age, including the health system. These circumstances are shaped by the distribution of money, power and resources at global, national and local levels. The social determinants of health are mostly responsible for health inequities - the unfair and avoidable differences in health status seen within and between countries.

اهداف دبیرخانه SDH

 

   گرد آوری شواهد در زمینه نابرابری های سلامت و SDH

کمک به سیاستگذاری و تصمیم گیری با استفاده از شواهد نابرابری های سلامت و SDH بر آن

 تقویت انگیزه در زمینه اقدام در خصوص نابرابری های سلامت از طریق مداخله درعوامل اجتماعی موثر بر آن و توسعه درک و دیدگاه مشترک از اولویتها در میان ارگانهای مرتبط

  تطابق و افزایش سیاست ها و برنامه های جاری که تاثیر مثبت اثبات شده ای بر مولفه های اجتماعی سلامتی و نابرابری دارند

 تدوین و اجرای اقدامات جامع اصلاحی به منظور در اولویت قرار دادن موضوع عدالت در سلامت در سیاستهای کلی و همکاریهای بین بخشی.

بند ب ماده 32 برنامه پنجساله پنجم توسعه

  استانداردهای ملی پیوست سلامت برای طرحهای بزرگ توسعه ای با پیشنهاد وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی و تائید معاونت ، تدوین و پس از تصویب شورای عالی سلامت و امنیت غذایی توسط معاونت برای اجراء ابلاغ می گردد.

 
  BLOGFA.COM