مقدمه : پدیده هایی مانندشهروندان جهانی ،رقبای جهانی ،مشتریان جهانی ،عرضه کنندگان جهانی وتوزیع کنندگان جهانی باعث شده اند که ما در دنیای بدون مرز زندگی کنیم ! درشرایط فعلی، رعایت مسائل اخلاقی، اجتماعی و زیست محیطی براي سازمانهاي مختلف بالاخص صنعتی از حد یک شعار و توصیه فراتر رفته و متمایل به عملیاتی نمودن پیدا کرده است. امروزه مدیري در کار خود می تواند موفق باشد که علاوه بر داشتن مهارتهاي فنی، به دانش سیاسی و بینش اجتماعی نیز مجهز باشد.ارج نهادن به منافع عامه و توجه به خواستهاي اجتماعی از زمره مسائلی است که مدیران در کنار اهداف سازمان باید بدان بهاي فراوان دهند.

در عصر ما مدیر موفق کسی نیست که صرفاً اهداف اقتصادي و فنی را فرا روي خود قرار دهد بلکه کسی است که اهداف سازمان را درکنار منافع عامیانه و سیاستهاي کلی جامعه ارزیابی و ارزشگذاري کند(الوانی 2009-(7)).

مفهوم پاسخگویی . پاسخگویی مجموعه اي از روابط اجتماعی است که براساس آن شخص براي توضیح و توجیه رفتار خود با دیگران و سایر، احساس تعهد میکند. به عبارت دیگر فرد اجبار و اصرار دارد به توضیح و توجیه روابط خود با سایر افراد بپردازد. پاسخگویی یکی از راه هاي ایجاد اعتماد عمومی است ودر حقیقت نوعی ارائه گزارش است. گزارشی که اطلاعات را در زمان، مکان وشکل مناسب در اختیارتصمیم گیرندگان قرار می دهد.

پاسخگويي، شفافيت و تعهد متقابل را ترويج و ترغيب مي‌نمايد و باعث مي‌شود مجریان، مسئوليت آنچه را كه انجام مي‌دهند و خدماتي را كه ارايه مي‌دهند بر عهده گيرند، كيفيت كار خود را تضمين نمايند و همواره در پي بهبود كاركردها و مأموريت‌هاي خويش باشند. از رهگذر پاسخگويي است كه ماليات‌دهندگان، تأمين‌كنندگان منابع و گروه‌هاي هدف از تخصيص صحيح منابع و انجام بهينه امور مطمئن مي‌شوند و به حمايت خود از اقدامات جاري و برنامه‌هاي آتي ادامه مي‌دهند.

دستیابی به نظام پاسخگویی مناسب بدليل مفهوم پیچیده آن، از اهداف کلی اکثر اصلاحات سازماني  است تا جاييكه هر صاحب نظری به فراخور برداشت، تجربه و معلومات خود، جنبه های مشخص از آن را موردتجزیه و تحلیل قرار می دهد . پاسخگویی نیروی پیش برنده ای است که بر بازیگران کلیدی فشار وارد می آورد تا در قبال عملکرد خود، مسئول باشند و ازآن دفاع كنند. امروزه مفهوم پاسخگویی اجتماعی سازمان، مردم پسند شده و بگفته مورفی(7) صحیح تر و مثبت تر از مسئولیت پذیري اجتماعی می باشد و آن شرکتهایی که نگران نقششان در اجتماع اند برحسب مسئولیت هاي خود، پاسخگویی اجتماعی مناسبی را انجام می دهند(Arlow, 1982)

دسته بندی مسائل اجتماعی :كارول، در مطالعه اي كه باعنوان "هرم مسئوليت اجتماعي بنگاه " منتشر شد براي هربنگاه چهاردسته مسئوليت اجتماعي قايل شده است . به تعبير ديگر، او مسئوليت اجتماعي هربنگاه را برآيند چهار مولفه زير مي داند:
نيازهاي اقتصادي ;
رعايت قوانين و مقررات عمومي ;
رعايت اخلاق كسب و كار;
مسئوليتهاي بشردوستانه .
در مورد اول بنگاهها موظفند نيازهاي اقتصادي جامعه را برآورند و كالاها و خدمات مورد نياز آن را تامين كنند و انواع گروههاي مردم را از فرآيند كار بهره مند سازند.
در مورد دوم آنها وظيفه دارند. به بهداشت وايمني كاركنان و مصرف كنندگان خود توجه كنند.محيط زيست را نيالايند، از معاملات درون سازماني بپرهيزند، دنبال انحصار نروند ومرتكب تبعيض نشوند "تبعيض قومي، تبعيض جنسي ...".
سومين مولفه مسئوليت بنگاه، اخلاق كسب و كار است. در اين قلمرو اصولي چون صداقت ،انصاف و احترام جا دارد. چهارمين مولفه ،مسئوليتهاي بشردوستانه است. تعبير ديگركارول از اين مولفه ، "شهروند خوب " بودن است، يعني مشاركت بنگاه در انواع فعاليتهايي كه معضلات جامعه راكم كند و كيفيت زندگاني آن را بهبود بخشد.

اهمیت وضرورت پاسخگویی اجتماعی سازمان : سازمان باپاسخگویی هایش معنا ومفهوم می یابد .در طی تاریخ کوتاه سازمانهای بزرگ تجاری ،مسئولیت وسنجش حاصل کار محدود به علایق ومنافع بوده است.دنیای کسب وکار ،موفقیت سازمان ها ومدیران را عمدتا براساس سود ،می سنجیده است. .مدیران امروزی باید ابعاد اجتماعی وعمومی حرفه خودرا شناخته واز آثارسازمان خود روی محیط اجتماعی خویش آگاه باشند،تابتوانند بابینش وآگاهی پاسخگوی نیازهای مشتریان ومسایل جامعه باشند،سازمانها باید این مسئولیت را حس کنند که مشکلات جامعه بخشی ازمشکلات آنان بشمار میآید و باید نسبت به حل و فصل آنها همت گمارند و بخشی از امکانات مالی و انسانی خود را در این راه بکارگیرند.

ازاین منظرمدیران بایدازجزءنگری وشیفتگی صرف نسبت به اهداف سازمانی خوددست بردارندواهداف جامعه وکشوررابه عنوان راهنمای خوددرتلاش هایشان مورد نظرقراردهند.امروزه دیگرنمی توان جامعه سربلند وکشوری سرافرازداشت درحالیکه مدیران وسازمان های آن هرکدام به دنبال اهداف خودبوده ومنافع کلی سازمان را مدنظر نداشته باشند.باید بین سازمان ها واهدافشان باجامعه پیوندزده شودودرمنشور هرسازمانی اهداف اجتماعی سرلوحه امور قرارگیرد.روشن است كه رشداقتصادی وتوسعه وبهبوداجتماعی دووجه یک واقعیت اندوسازمان ها می بایست برای نیل به هردو اهتمام ورزند.امروزه بیشتراستراتژیست هابااین دیدگاه موافق هستندکه نخستین مسئولیت اجتماعی هرشرکت این است که سودی رابه دست آورد تاهزینه های آینده را تامین نماید،زیرا اگر به چنین سودی دست نیابدازعهده هیچ مسئولیت اجتماعی دیگری برنخواهد آمد.استراتژیست هاباید از دیدگاه هزینه ها منافع بالقوه ای که مسائل اجتماعی برای سازمان دارندبه موضوع نگاه کنندوبه آن دسته از مساله های اجتماعی که منافع سازمان رابه بهترین شکل ممکن تامین می نمایند ،توجه نمایند.به تعبیری دیگر مقصود از مسئولیت اجتماعی این است که چون سازمانها تأثیر عمده ای بر سیستم اجتماعی دارند، لاجرم چگونگی فعالیت آنها باید به گونه ای باشد که در اثرآن زیانی به جامعه نرسد و در صورت رسیدن زیان، سازمانهای مربوطه ملزم به جبران آن باشند. واقعیت این است که، سازمانها باید به عنوان جزیی مرتبط با نظام بزرگتر که درآن قرار دارند، عمل کنند، چون یک نظام فرعی از کل نظام اجتماعی را تشکیل می دهند.

ارتباط پاسخگویی اجتماعی باکارکرد سازمان: پاسخگویی اجتماعی اشاره به قدرت پاسخگویی سازمان دربرابرفشارها وانتظارات جامعه دارد.سازمان هابرای تحقق این انتظارباید مکانیسم ها،شیوه هاوترتیباتی رااتخاذ کنندکه دراین راه یاریشان دهد.بدین ترتیب مشخص است که ساختار سازمان وتوانایی مدیران آن نقش مهمی رادرپاسخگویی اجتماعی سازمان ایفامی کند.شرکت هاامروزه-به واسطه افزایش رقابت جهانی وپیشرفت پیچیدگی تکنولوژی -بسیاربیش ازگذشته به جلب اعتمادکارگران ،متخصصان،مدیران،عرضه کنندگان ،توزیع کنندگان ،مشتریان،بستانکاران ،مالکان وشرکای سرمایه گذاری وابسته اند. سازمان‌ها نيازمند يك سيستم پاسخگو است به وسيله مردم و براي مردم ايجاد مي‌شوند و مي‌بايست در برابر آنها پاسخگو باشند. پاسخگويي در حال گذر از شكل‌هاي قديمي تفويض اختيار ، مسئـــوليت و حساب‌خواهي به نظام‌هاي مديريت كارآمد و پاسخگو است. هدف اصلي چنين رويكردهاي مديريتي پيش از آنكه رعايت قوانين و مقررات باشد، تحقق اهداف سازمان، افزايش پاسخگويي به مخاطب و بذل توجه به هزينه‌ها و استفاده از منابع محدود به موثرترين شكل ممكن است. از اينرو پاسخگويي بخشي از رفتار سازماني محسوب مي‌شود. امروزه دستگاه‌ها با نوعي تعارض و دوگانگي مواجه‌اند: از يك سو، در مقابل مردم و نهادهاي اجتماعي احساس مسئوليت مي‌كنند و خودرا در برابرتامين نيازهاي آنان پاسخگو مي بينند و از سوي ديگر، الزامات بين‌المللي و نيروهاي جهاني آنان را وادار به اعمال روش‌ها و سياست‌هايي مي‌كند كه در عمل ممكن است مغاير خواست و انتظارات شهروندان آنها باشد.

یک شرکت ، یک دولت یا سازمانهای تابع آن بایددربيرون سازمان به سهامداران ، اعتباردهندگان ، شهروندان ، اتحادیه های کارگری ، مشتریان و بطور کلی عموم مردم پاسخگو باشد درحاليكه  درون سازمان نیز کارمندان و کارگران برطبق سلسله مراتب سازمانی در مقابل روسای خود پاسخگو مي كنند.پاسخ گویی دربرابرمنافع سهامداران ،یگانه مسئولیت سازمان هانیست ،زیرا مشتریان نیزهمواره در این قمار مسئولیت سهم ونقش داشته اند .این که بر سردر مغازه ها می نویسند"همیشه حق بامشتری است"غیراز جنبه بازاریابی،رگه هایی از واقعیت را نیز در بردارد،زیرا اذعان به حق مشتری ،در روند فعالیت وادامه حیات مشاغل مختلف ،نقش مهمی دارد.هنوز هم منافع سهامداران در تالار بورس حرف اول رامی زند اما پذیرفته شده است که مشتریان وکارکنان نیزمدعیان مشروع ومهم ارزش های تولیدی شرکت هستند.اخیراباتلاش محققین وصاحبنظران ،مدیران راه ورسم تلاش برای پاسخگویی به نیاز مشتریان را یاد گرفته اند .دراین روزگار دیگرعصر تعارف سر آمده است.دیگر نمی توان به مشتری گفت "هررنگی راکه می خواهید انتخاب کنید "اما به غیراز رنگ سیاه ،رنگ دیگری موجود نباشد.ماکس دوپری 1 معتقد است رهبران خوب کسانی هستند که به جای تحمیل درد ورنج به دیگران ، خود آن را تحمل می کنند . این حرف شبیه سخن وارن بنیس است که معتقد است رهبران واقعا ثمر بخش ،آنهایی هستند که نیت خود نمایی ندارند . مسئولیت ها را خود می پذیرند ،اما دیگران را متهم نمی کنند .این رهبران در راه خود شناسی ،جوینده وآموزنده اند .

جایگاه مسئولیت اجتماعی  مدیران وکارکنان : لازم است که یک مدیر بداند چه کاري از نظر اخلاقی واجتماعی درست است و بدون اینکه کار سازمانش را دچار مشکل کند آنرا انجام دهد مدیران امروزي باید ابعاد اجتماعی و عمومی حرفۀ خود را شناخته و از آثار سازمان خود بر محیط اجتماعی آگاه باشند بسیاری از مدیران متوجه شده اند که واکنش مناسب نسبت به خواسته های کارکنان ،نیز می تواند مفید وسودمند باشد.اجابت خواسته های کارکنان از طریق توسعه فرآیند ها وایجادشرایط کاری مناسب -از جهت حمایت – قدردانی ودخالت دادن کارکنان در طراحی وبرنامه ریزی کارها ،سبب شده که کارآیی آنها بیشتر ،روحیه آنها قوی تر وتجارب آنها غیر انحصاری ترشود ومدیران سازمان ها بتوانند از کارکنان خود بیشتر کار بکشند.در جایی که بدبینی وبی اعتمادی در روابط بین رهبران وپیروان حاکم باشد،تنش ها ،شکاف بین این دو را فراختر وعمیق تر می کند.

مدیریت بر کارکنان مفهومی وسیع تر از اصلاح شرح وظایف ،جدول حقوق ومزایا وامثال آن دارد. باید در احوال ورفتار افراد خیره شد ونکات ظریفی را که در حرکات وسکنات آنها وجود دارد کشف کرد و ارزش های مرتبط با شخصیت آنها را باز شناخت . ما همواره شاهد ابداع انواع شیوه های مدیریت بوده ایم که به وسیله استراتژیست ها ونویسندگان مطرح می شده و "انسان "محور همه آن برنامه ها بوده است .

ما همگی هم رهبر هستیم وهم پیرو . هرچه در رهبری ورزیده تر می شویم ،به همان میزان در پیروی نیز پیشرفت می کنیم.داشتن کارکنان خوب ،نوعی مزیت رقابتی است ،چنانچه قدر آنان را ندانیم نه می توانیم افراد را حفظ ونه می توانیم آنها را جذب کنیم .درکنار این موضوع مهم ، قابل ذکر است که اعتمادمردم درطول زمان نسبت به شرکت هایی که خواسته ویا ناخواسته گرفتار رویدادهایی چون عدم رعایت مسائل زیست محیطی ،اخراج پرسنل ،رشوه  پردازی ،مدیریت ناکارآمد یابه وسیله تولید محصول ویا نگهداری محصولات زیان هایی رابرای جامعه واردآورده اند،ازدست می رودو به سادگی قابل جبران نیست .

مشکلات عمده درراه پذیرش وانجام مسئولیت اجتماعی:لازمه تعریف پاسخگویی اجتماعی سازمانی این است که تعریف و درك درستی ازمفهوم مسئولیت پذیري اجتماعی داشته باشیم لذا اولین مساله درراه قبول وانجام مسئولیت اجتماعی مشخص ساختن حدود این مسئولیت می باشد.زیرا تاسازمان ها دقیق مسئولیت اجتماعی را تعریف نکرده ومشخص نسازند،مسلم نخواهند توانست درراه تحقق آن گام بردارند.

یکی دیگرازمشکلات مسئولیت اجتماعی عدم توجه به محیط رقابت آمیزخارج سازمان هاست.سازمان هابایددرمحیط خارجی بادیگرسازمان هاهماوردی داشته باشندوبتواننددردنیای رقابت آمیزامروز به تحقق اهداف خودهمت گمارند.اگرسازمان هامنابع خودراصرف تحقق مسئولیت اجتماعی کنندبطورمسلم درصحنه رقابت نخواهندتوانست باسازمان های دیگربرابری کنندوچه بساکه دراین رقابت آسیب های عمده دیده وحذف شوند.مساله دیگرمسئولیت اجتماعی ماهیت اختصاصی آن است.اصولا درجامعه،سازمان هابراساس نوعی تقسیم وظیفه به فعالیت مشغول اندوهرکدام دریک زمینه خاص تلاش می کنند.این مساله که درمسئولیت اجتماعی سازمان هارا به انجام اموری افزون بروظایفشان ترغیب می نماییم بااصل تقسیم بندی وظایف سازمان هادرجامعه منافات داشته ونوعی تداخل ودوباره کاری رابه ارمغان می آورد. خاتمه اینکه هیچ سازمانی یک شبه به این بلوغ نمیرسد که نسبت به مشکلات و مسائل اجتماعی به ایفاي پاسخگویی اجتماعی بپردازد و این امر یک فرایند زمان بر است بطوریکه نیازمند ایجاد و گسترش نگرشها و برداشتها، کارها، سیاستها و برنامه هاي جدیدي است.

نتیجه گیری : درشرایطی که بنگاه های اقتصادی بارقابت های شدید بازار مواجه هستند ،سازمان های خدمات عمومی از یک سو با تنگناهای اقتصادی وازسوی دیگربا توقعات اجتماعی درگیرند. لازم است علاوه بر مسئولیت های اقتصادی ،برمسئولیت های اجتماعی وحتی سیاسی افراد در سازمان ها نیز تاکید شود.فراموش نکنیم که خلق فضای رهبری مسئولانه اززمره وظایف مدیریت ارشداست.گرچه تصمیم گیری واقدام همواره حائزاهمیت است،اماتوجه مدیران بایدمعطوف به تربیت وجهت دادن وسرمشق شدن درپاسخگویی ومسئولیت پذیری باشد.

نتیجه اینکه هرگاه مدیران مسئولیت سازمان خودرا ضرورتی اساسی انگاشته وآن را باور داشتند مسلم خوددرپی فراهم آوردن تمهیدات ووسایل لازم برای دستیابی به آن خواهند رفت.دیگر اینکه سازمانهای آینده علاوه برسودآوری ،سهمی در دستاوردهای اجتماعی خواهند داشت.مدیران سازمان های آینده جزءنگری رافراموش کرده ،ازمرزهای  سازمان خودفراتررفته و فقط به رهبری سازمانهای آینده نمی پردازند ،بلکه در بهتر کردن حیات جامعه بشری ،سهم ونقش خواهند داشت.

منابع:

1-غلامحسین سلیمانی راد-دانشجوی کارشناسی ارشدمدیریت اجرایی واحدعلوم وتحقیقات اصفهان soleimani2818@yahoo.com                           وکارشناس شرکت مخابرات اصفهان

2-کتاب سازمان فرداجلداول-مجموعه مقالات بنیاد پیتر دراکر-فرانسیس هسلبین و...-مترجم امینی-ناشرموسسه نشر فرا

3-کتاب سازمان فرداجلددوم-مجموعه مقالات بنیاد پیتر دراکر-فرانسیس هسلبین و...-مترجم امینی-ناشرموسسه نشر فرا

4-کتاب مدیریت استراتژیک-تالیف هریسون وجان-مترجمان زهرا یاوری و...-ناشرموسسه شیخ بهایی

5-کتاب مدیریت عمومی-تالیف دکترسید مهدی الوانی-نشرنی

6-کتاب مدیریت استراتژیک منابع انسانی وروابط کار-تالیف دکتر ناصر میر سپاسی –انتشارات میر

7-مقاله "سیرتکوینی پاسخگویی اجتماعی سازمانی"نویسنده :کیومرث احمدی-فصلنامه مدیریت  صنعتي دانشکده  علوم انساني دانشگاه آزاداسلامی واحد سنندج سال ششم شماره 18/ زمستان 1390  

8-کتاب مدیریت استراتژیک –فردآر.دیوید-ترجمه دکتر علی پارساییان ودکتر سید محمد اعرابی                                                                                       

  برگرفته از :http://hamrahbaham.blogfa.com/post/287